شما اینجا هستید
» » » ساری و انتخاب شجاعانه چلسی

 

طی چند جلسه تمرینی که تاکنون بازیکنان چلسی با سرمربی جدید خود «مائوریتسیو ساری» داشته‌اند، یک عنصر به شدت برجسته بوده و به چشم آمده است. این عنصر تعداد دفعاتی‌ست که از بازیکنان خواسته می‌شود سرعت عمل خود را بالا ببرند، خودشان را در زمین نشان دهند، بیشترین پاس‌های رو به جلو را ارسال کنند و در یک کلام؛ شجاعانه‌ترین تصمیم را بگیرند. این اتفاق برای مثال در خرید جدید چلسی یعنی جورجینیو کاملا دیده می‌شود و او طی سه سال کار با ساری در ناپولی، به خوبی با روش‌های او اُخت گرفته و پیشرفت‌اش به شدت ملموس است.

رویکرد ساری به حدی متفاوت است که تعدادی از بازیکنان در حال «بازآموزی چگونه بازی کردن» هستند، عبارتی که سابقاً توسط بازیکنانی نظیر «دریس مرتنس» در ناپولی استفاده میشد. حال با استخدام ساری به عنوان سرمربی جدید چلسی، از رویکرد جدید آبی‌های لندن نیز رونمایی شده است؛ رویکردی که نشان می‌دهد مسئولان چلسی به دنبال چه سبک بازی و چه اهدافی هستند. این انتصاب، شجاعانه‌ترین انتخاب ممکن محسوب میشد و باید به صورت شفاف اعلام کنیم که این انتخاب فراتر از باشگاهی در حد و اندازه‌های چلسی بود. حتی می‌توان بر سر این نکته نیز بحث کرد که انتخاب ساری پس از انتخاب «کریستین گروس» در سال 1997 توسط تاتنهام، عجیب‌ترین انتصاب سرمربی در لیگ برتر است.

با این حال نمی‌توان قاطعانه گفت که سرنوشت ساری در چلسی مانند سرمربی سوئیسی تاتنهام خواهد بود، گرچه این نکته قابل بحث است اما این حقیقت که این تصمیم تقریباً تصمیمی بی‌سابقه و شجاعانه از سوی چلسی بود، جای بحث ندارد. بدون شک بیان چنین نظری اغراق نیست، خصوصاً وقتی به مشکلات پیش رو نگاهی بیاندازید؛ مشکلاتی از قبیل زبان که در ناکامی «گروس» سوئیسی، نقش مهمی داشت.

ساری 59 ساله در میان مربیان شش تیم بزرگ جزیره در عصر معاصر، لقب مسن‌ترین مربی‌ای را که تاکنون عنوان مهمی کسب نکرده، به خود اختصاص داده است. مسن‌ترین مربی بدون جام قبل از او، «دیوید مویس» 50 ساله بود که در سال 2013 هدایت منچستریونایتد را بر عهده گرفت، اتفاقی که هنوز هم بسیار عجیب به نظر می‌رسد. البته آن انتخاب منطق و دلیلی خاصی داشت؛ مویس با فرگوسن سرمربی افسانه‌ای شیاطین‌سرخ هم‌وطن بود و فرگوسن او را ستایش می‌کرد و از طرفی مویس سال‌ها در لیگ برتر با اورتون بازی‌های خوبی به نمایش گذاشته بود. در مورد ساری اما هیچ یک از موارد ذکر شده، صدق نمی‌کند. او در بین مربیان شش تیم بزرگ جزیره نیز گزینه‌ای‌ست که به مراتب مدت زیادی از دوران مربیگری خود را خارج از لیگ‌های معتبر گذرانده؛ تنها 4 سال سرمربیگری در یک لیگ معتبر از 28 سال سابقه کار!

در این بین نباید از ذکر این نکته غافل شویم که در سال‌های اخیر، 6 تیم بزرگ لیگ برتر انگلیس، انتخاب‌های ریسکی داشته‌اند؛ انتخاب «ویاش بواش» 33 ساله، «برندن راجرز» 39 ساله، «روبرتو دی‌متئو» 41 ساله، و «تیم شروود» 44 ساله را می‌توان جز این انتخاب‌ها قرار داد اما تمام این اسامی؛ ویژگی خاصی در رزومه‌شان داشتند که ریسک انتخاب آنها را تا حد زیادی کاهش می‌داد؛ همگی یا پس از موفقیتی بزرگ انتصاب شدند یا در لیگ برتر قبلاً کار کرده یا سیری صعودی از خود به ثبت رسانده بودند. اگر همانند شروود یا دی‌متئو شناخت کاملی از باشگاه‌شان نداشتند، در عوض سن کم‌شان به آنها اجازه پیشرفت داد و از همه مهم‌تر در کارنامه‌شان ناکامی مهمی وجود نداشت. این در حالی‌ست که هیچکدام از این موارد نیز با شرایط ساری هم‌خوانی ندارد. در حقیقت ساری به استثنای 3 سال خوب و البته بدون عنوان و جام در ناپولی، رزومه و کارنامه آنچنانی ندارد که یک باشگاه بزرگ را اغوا کند. برخی به 2 دهه فعالیت بی‌برنامه او در لیگ‌های پایین‌تر نگاه می‌کنند و موفقیت اخیر ساری را یک جرقه می‌دانند، یک اتفاق نایاب، چیزی که تکرار آن در جزیره، بسیار دشوار خواهد بود.

تمامی این موارد ما را به این نتیجه‌گیری می‌رساند که مسئولان چلسی برای اولین بار، به تابلوی نتایج یک مربی نگاه نکرده و در عوض سبک فوتبال و استعداد شخصی‌اش را مورد توجه قرار داده است.

این تصمیم شجاعانه و جسورانه «رومن آبراموویچ»، با تمام تصمیمات سابقش درباره انتخاب سرمربی تیم تفاوت داشت. در کوتاه مدت این انتخاب بیشتر شبیه انتخاب سرمربی توسط تاتنهام است تا چلسی اما لزوما این اتفاق بد نیست، خصوصاً آنکه نتایج انتخاب شجاعانه مسئولان تاتنهام در سپردن سکان هدایت اسپورز به دستان پوچتینو، مقابل چشم فوتبال‌دوستان در حال رژه رفتن است.

با وجود چهره‌های بسیار گران‌قیمت در عرصه فوتبال امروزی، باشگاه‌های بزرگ سرانجام به نقطه‌ای می‌رسند که خود را شبیه به شرکت‌های بزرگ می‌بینند و از این رو با بیشترین احتیاط در خصوص انتخاب مربیان‌شان جلو می‌روند و شاید غنی‌تر بودن رزومه یک سرمربی،  امنیت بیشتری را هنگام تصمیم‌گیری به باشگاه‌ها ببخشد. به همین دلیل بود که منچستریونایتد سال 2016، وقتی «ژوره مورینیو» را در دسترس دید، هرگز به سراغ جذب پوچتینو نرفت یا آرسنالی‌ها سرانجام «اونای امری» را برای هدایت این تیم در فصل پیش رو به «میکل آرتتا» ترجیح دادند.

اتفاق جالب دیگر که در عصر کنونی در حال رخ دادن است، به تیم‌های میانه و پایین جدولی مربوط می‌شود، تیم‌هایی که برای بقا در لیگ برتر جزیره، به سراغ مربیان قدیمی می‌روند که به اصطلاح با لیگ برتر «آشنایی» کامل دارند. مسئله دقیقا همان بحثی‌ست که «فران سوریانو»؛ مدیر ورزشی منچسترسیتی، درباره آن چندین مرتبه بحث کرده: «وقتی همیشه از یک مسیر استفاده می‌کنید، رسیدن به موفقیت سخت می‌شود.»

البته برای باشگاهی مانند من‌سیتی که در بیشترین حد ممکن خرج می‌کند و حرکت سریعی دارد، شاید نیازی به تغییر مسیر نباشد، اما واقعیت این‌ست که مسیری که چلسی از آن استفاده می‌کرد دیگر قابل استفاده نبود و آنها به تغییر نیاز داشتند و بالاخره این امر را انجام دادند.

هیچیک از این صحبت‌ها دلالت بر این ندارد که تصمیم چلسی هیچ دلیل منطقی نداشت. حتی اگر ساری در ناپولی به جامی نرسید، پیشرفت چشم‌گیر آبی‌های شهر ناپل که موجب شد رقابتی نفس‌گیر با یوونتوس در فصل گذشته داشته باشند، نشانگر موفقیت او در مربیگری است و از ساری نمی‌شود به راحتی عبور کرد. دیدگاه او حتی جذابیت بیشتری دارد؛ ساری معتقد است بازار نقل‌وانتقالات نسبت به عملکرد بازیکنان در تمرینات و در زمین بازی، ارزشی ندارد و این برای باشگاهی نظیر چلسی که در حال متعادل کردن بودجه خود است، فوق‌العاده به نظر می‌رسد.

فراموش نکنید که بینش و سبک فوتبال سرمربی ایتالیایی‌ست که او را به اینجا رسانده و نتیجه‌اش چیزی نبوده جز انتخاب شدن توسط تیمی بزرگ که معمولاً چنین تصمیماتی نمی‌گیرد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

مستطیل سبز | نگاه تازه به ورزش فوتبال