شما اینجا هستید
» » » معمایی بنام کریم بنزما

  

 اگر امروزه بخواهید کریم بنزما را در صفحات مجازی و اخبار دنبال کنید، هر روز او را در میان ماشین‌های سوپر اسپرت و گران‌قیمتی مثل فراری و لامبورگینی، در میان خانه‌های رویایی و یک زندگی بسیار لوکس و یا در حال صرف شام با  مشهورترین سلبریتی‌ها، افراد مشهور و ثروتمند خواهید دید. این روزها زندگیِ کریم بر وفق مراد است یا حداقل این چیزی‌ست که او می‌خواهد مردم درباره‌اش تصور کنند.

پس از بردن سومین UCL پی‌درپی و چهارمین جام نقره‌ای در مجموع، کریم در حال گذراندن تعطیلات خود در سواحل ترکیه و نیویورک است اما با این وجود، نکته غیر قابل کتمان این‌ست که او هر چقدر هم وانمود به خوشحالی کند باز هم جای خالیِ مُهر روسیه در پاسپورت او به شدت خودنمایی می‌کند! تقریباً 3 سال از خط خوردن و حذف او از تیم ملی فرانسه می‌گذرد و او که 3 سال پیش از سرشناس‌ترین چهره‌های خروس‌ها بود، همین یکماه پیش آخرین پرده از تبعید و قهر دیدیه دشان و دعوت نشدن به تیم ملی برای جام‌جهانی روسیه را به چشم دید، تورنمنتی که با قهرمانی آبی‌پوشان به پایان رسید.

دلیل این موضوع نیز همانطور که می‌دانید به نوامبر 2015 برمی‌گردد، جایی که یکی از دوستان دوران کودکی و قدیمی بنزما با «متیو والبوئنا» تماس می‌گیرد و می‌گوید فیلمی از او دارد که روابط نامشروع متیو را با فردی که همسر او نیست، نشان می‌دهد و 100 هزار دلار را به عنوان حقِ سکوت از والبوئنا درخواست می‌کند. پس از مدتی، بنزما به متیو می‌گوید: «من هم فیلم را دیده‌ام و کریم زناتی راست می‌گوید. پیشنهاد می‌کنم که به لیون بروی و با او صحبت کنی.» پس از رسانه‌ای شدن ماجرا و با وجود اینکه بنزما از اتهام اخاذی تبرئه شد، اما فشارها از سوی رسانه‌ها و مردم فرانسه که دو سوم‌شان مخالف حضور او در تیم ملی بودند، ادامه یافت.

بنزما که مادری فرانسوی و پدری الجزایری داشت، در محله‌ای مهاجرنشین و بدنام در حومه شهر لیون زندگی می‌کرد، محله‌ای که معماری و شکل آن برتافته از عقاید کمونیستی بود؛ دیوارهایی که با رنگ‌های خاکستری و زردِ گل‌آلود که به نوعی بیانگر آرمان‌های برابری و مساوات در مردم مهاجر و فرودست جامعه بود. این محله‌ها  در دهه 60  هم‌زمان با شروع موج مهاجرت آفریقایی‌ها و به خصوص الجزایری‌هایی که برای فرار از جنگ به فرانسه روی آورده بودند، به وجود آمد.

با وجود اینکه از سال 1947، به الجزایری‌ها جواز شهروندی در فرانسه (citizenship) داده میشد و آنها شهروندان قانونی فرانسه شناخته می‌شدند، اما مجبور بودند با مشکلاتی از قبیل زندگی در خانه‌های سازمانی تایین شده توسط دولت، تبعیض نژادی و مشکلات عدیده بسیاری دست‌وپنجه نرم کنند. در مواجه با چنین شرایط و جو سختی، اغلب در بین جوانان و حتی خوانواده‌های مهاجریم گروه‌هایی تشکیل میشد که ارزش مشترک آنها، صداقت و شجاعت در مواجه با مشکلات بود.

در این محله‌ها و این اتمسفر بود که کریم در کوچه پس کوچه‌ها فوتبال بازی می‌کرد و آنچنان عاشقانه فوتبال را می‌پرستید که حتی در این پذیرایی خانه کوچک‌شان هم دست از بازی بر نمی‌داشت. خانواده‌اش با وجود اینکه از امنیت و وضعیت موجود نگرانی‌هایی داشتند اما در نهایت خوشحال بودند که در محله‌ای چنین جرم‌خیز، فوتبال توجه کریم را به خود جلب کرده است. کریم بنزمای خجالتی و کم‌حرف و با آن چهره بانمک، در 8 سالگی به تیم محله‌شان پیوست و با 2 گلی که در مسابقات زیر 10 سال به تیم «المپیک لیون» زد، توجه استعدادیاب‌های لیونی را به خود جلب کرد و یکسال بعد با قراردادی رسمی به تیم‌های پایه ليون پیوست. با وجود اینکه خانواده‌اش وضعیت اقتصادی مناسبی نداشتند اما والدینش تمام تلاش‌شان را برای دور نگه داشتن او از خطرات آن محله فقیرنشین می‌کردند تا جایی که باشگاه لیون هم از وضعیت او آگاه شد و کریم را در خوابگاه آکادمی باشگاه اسکان داد تا از خطرات احتمالی دور باشد.

کریم در حالی که استادیوم «ژرلان» لیون توپ‌جمع‌کن بود، در لیگ زیر 16 ساله‌های فرانسه هم موفق به زدن 38 گل شد. در فصل 05-2004 به تیم دوم باشگاه راه یافت و در همان فصل با به ثمر رساندن 10 گل، سرمربی تیم اول را قانع کرد که او را به تیم اصلی فرا بخواند.

زمانی که به تیم اصلی رفت، بازیکنان مشهوری مثل «مالودا»، «اسین» و «ولیتورد» در تیم مشغول فعالیت بودند و کریم را به خاطر چهره بچه‌گانه‌اش و البته مشکلی که در تلفظ کلمات و صحبت کردن داشت، مسخره می‌کردند. اما واکنش کریم به این اقدامات بسیار جالب بود و او به آنها گفت: «من به اینجا آمده‌ام  تا جای شما را در ترکیب بگیرم. شما به من می‌خندید؟!»

خیلی زود در ژانویه 2005 برای اولین بار در مقابل «متس» به میدان رفت و از آن پس، به حدی پیشرفت کرد و سطح توقعات از او بالا رفت که اولین قرارداد حرفه‌ای خود را به مدت 3 سال و با مبلغی که او و خانواده‌اش به عمرشان ندیده بودند با باشگاه به امضا رساند، اما روزهای رویایی برای او همچنان در راه بود. کریم در 18 سالگی، همچنان ارتباطش را با هم‌محله‌ای‌های قدیمی و دوستان دوران کودکی‌اش را حفظ کرده بود اما حالا تصمیم به ترک کمپ باشگاه و زندگی در منزل خصوصی‌اش نیز گرفته بود. با فرا رسیدن فصل 08-2007 و خروج مالودا، آبیدال و ویلتورد از ليون، شماره 10 تیم به کریم رسید و مسؤلیت زیادی بر دوش او گذاشته شد. در آن فصل در 51 بازی، 31 بار تور دروازه حریفان را به لرزه درآورد و برای اولین بار در تاریخ باشگاه موفق به کسب دوگانه داخلی شد. این پایان کار نبود و کریم عنوان بهترین بازیکن فصل را نیز از آن خود کرد و حتی نامش در بین نامزدهای پایانی توپ طلا نیز قرار گرفت.

در آپریل همان فصل، مدیر ورزشی بارسلونا برای مذاکره با کریم به ليون رفت و حتی بصورت شفاهی بر سر انتقالی به مبلغ 30 میلیون یورو با او به توافق رسید اما مدیران بارسلونا و در مرکز آنها فرانک رایکارد سرمربی وقت تیم، با مشاهده تفاوت‌های اجتماعی و فرهنگی کریم با جو حاکم بر تیم و همچنین مشاهده تجربه ناموفق مادریدی در انتقال آنلکا، نهایتاً تصمیم به عدم خرید بنزما گرفتند. تقریباً یکسال بعد از این اتفاق، مدیر جاه‌طلب و رویاپرداز رئال؛ فلورنتینو پرس، با عزمی جزم بنزما را به خدمت گرفت و در 9 روزِ عجیب‌وغریب و سرگیجه‌آور برای اهالی فوتبال، رونالدو، کاکا، آلبیول و بنزما را معارفه کرد. بنزما آخرین خرید پرس در آن تابستان دیوانه‌وار بود، تابستانی که عنوان گران‌ترین پنجره نقل‌و انتقالاتی در دنیای فوتبال را تا به امروز یدک می‌کشد.

در دوره پیگرینی، بنزما در زیر سایه ایگواین قرار داشت و از طرفی هم فشار شدید رسانه‌های اسپانیایی به دلیل عدم آشنایی با فرهنگ و زبان این کشور، روی شانه‌هایش سنگینی می‌کرد و در همین حین بود که او از لیست تیم ملی برای جام‌جهانی 2010 نیز خط خورد.

اما با ورود ژوزه مورینیو به سانتیاگوبرنابئو، اوضاع برای کریم به کلی دگرگون شد و آقای خاص، اعتماد بنفس از دست‌رفته کریم را به او بازگرداند. ضمن اینکه مصدومیت کمر ایگواین، فرصتی طلای را نصیب کریم کرد تا باری دیگر، توانایی‌های خود را به اثبات برساند.

او در فصل اول حضور مورینیو، 26 بار در تمام رقابت‌ها گلزنی کرد و موفق به بالا بردن کوپادل‌ری شد. کریم در پایان آن فصل با انجام تمرینات ویژه زیر نظر یک کلینیک ورزشی، 8 کیلوگرم لاغر کرد و این اقدام به موقع و هوشمندانه، نتایج فوق‌العاده‌ای برای او در پی داشت. در فصل بعد، کریم 32 گل و 19 پاس گل به نام خود ثبت کرد، عملکردی که با قهرمانی در لالیگا تاجگذاری شد و از آن به بعد بود که مادریدی‌ها شروع به درو کردن عناوین کردند. بنزما در رده هفتمین گلزن برتر باشگاه و همچنین همراه نیستلروی در جایگاه چهارم برترین گلزنان لیگ قهرمانان اروپا قرار گرفت.

در حال حاضر، کریم آخرین بازمانده از آن تابستان تاریخی‌ست، بازمانده‌ای که با انتقادات زیادی از طرف کارشناسان و هوادارن مواجه شده و شاید همه این فشارها، سرانجام منجر به جدا کریم از تیم شود. اما اگر بخواهیم کمی منصفانه و به دور از هیجان به عملکرد او نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که او در بازی‌سازی و باز کردن فضا برای رونالدو، حرکت در عمق دفاع و ایجاد موقعیت برای بازیکن‌های دیگر، بسیار موثر بوده؛ 37 خلق موقعیت و 82% دقت پاس (8% بیشتر از رونالدو) نمونه‌ای از عملکرد خوب او در برنابئو است.

با وجود اینکه بسیاری معتقدند پرس علاقه زیادی به کریم دارد اما واقعیت این‌ست که برای فلورنتینو هیچ چیز از درآمدزایی و باشگاه مهم‌تر نیست و حالا با وجود رشد بازیکنان جوان و بااستعداد و پای گذاشتن کریم به 30 سالگی، به نظر می‌رسد کم‌کم دوران حضور او در ترکیب قوهای سپید اسپانیا، رو به پایان است. این در حالی‌ست که اگر بخواهیم به میراثی که بنزما پس از خروج از برنابئو بجای می‌گذارد فکر کنیم، با تصویری گنک مواجه می‌شویم. آیا زمانی که در آینده اسم اورا می‌شنویم، خاطراتش را به یاد خواهیم آورد؟! پاسخ این سوال، بسیار مبهم و نامعلوم است.

 

جاستین شِرمن

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

مستطیل سبز | نگاه تازه به ورزش فوتبال